خرید بک لینک
رقصنده با گرگ ها اولین ساخته کوین کستنر هستنش که به موفقترین فیلمش هم تبدیل شد . به دوستی گفتم این فیلمو چهار بار دیدم و باز میتونم ببینم . گفت چیزی که باعث شد چهار بار ببینی چیه .برای من مثلم فیلم طبیعت وحشی هستش . تمدن و ظواهرشو پشت سر گذاشتن و به آرامشی که فقط میشه در طبیعت بهش رسید . فیلمو می بینی و در بین تک تک ترکیب سکانس ها ، لوکیشن ها ، حرکت دوربین ها ، بازی نگاها و سکوت ها میتونی حس عجیبی را درک کنی که هیچ گاه تجربه نکرده ای . فیلم آرزوی رح آدمی برای رهایی از چنگال زندانی هستش که با دستان خود برای خود ساخته .

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1402 ساعت: 15:46

کتاب لذات فلسفه شروه کردم به خوندن . فصلاش کوچیک و هستش و ادیت نمیکنه . باید جلوی تنبلی ذهنمو بگیرم و براش چالش ایجاد کنم دقیقا مثل گذشته . دلم برای آزانش تنگ شده . آن پیل چقدر با علی رضا و محمد بحث میکردیم . ذهن محمد کم و بیش شبیه من بود اما برای علی رضا کاملا متفاوت کار میکرد و انی برای بحث کردن عالی بود . ساعت ها بحث میکردیم تا سه چهار صبح . چای میخوردیم سیگار می کشیدیم . دلمون میخواست که شب تا ابدادامه پیدا کنه و ما هم می توانستیم تا ابد به گفتگویمان ادامه بدهیم و همیشه هم موضوعات تازه در ذهنمان بود . اواخر محمد مرد تازه نفس ما بود . الان با علی رضا تماس گرفتم ببینم کجاست که متاسفانه جنبو بود وتا عید برنامه ای برای برگشت نداره . حرف کوه میزد گفتم ولش کن بابا من دلم برای بحث طولانی تنگ شده . گفت ممکنه این دفعه برگردم برای همیشه که خبر خوبی هستش .یه سه سالی هستش که از محمد خبری نیست و از سال دوم دیگه پیگیر احوالش هم نیستم و مدتی پیش مهدیه به صدیقه گفت که برنامه دارن یه شام بیان پیش ما منم گفتم بیان ولی پیگیری خاصی نکردم . خانواده چه کارها که نمی تونه با ادم بکنه . من که مقصر داییم میدونم . تو اون خانواده تغییر سخت حاصل میشه و یه جورایی مهدیه جون خودشو نجات داد البته نه صد در صد . هنوز راه خودشو کامل پیدا نکرده و نکنده !استقلال چیز خوبیه و خوب هستش که بعد استقلال مالی کلا از خانواده جدا شد . فرصت های جدیدی تو زندگی با استقلال پیش میاد . آزادی انتخاب های زیادی جلوی پای آدم میزاره . از اسارت خانواده بیرون میای و میتونی هرچیو که تجربه کردنش برات ممنوع یا محدود بود را با فراغ بال تجربه کنی .

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 13:43

تمام آن شب هایی که می نوشتم پر بود از طنین موسیقی ونجلیز . به این فکر میکنم که آن موسیقی ها عنصر جدایی ناپذیر تکامل هویت من بودند . همانطور که می نوشتم فکر میکردم . همانطور که واژه ها یکی پس از دیگری خلق می شدند خود خالق وآژه ها و جملات بعد از خود بودند . بدین شکل هم زمان هم خودم تکامل پیدا می کردم و هم نوشته هایم . موسیقی برای من چیزی قراتر از لوح سفیدی بود که کلمات بر رویش نقش می بستند . موسیقی خود بخشی از نیروی محرکه من در اکثر نوشته هایم بودند بدین لحاظ وقتی عنصر موسیقی را حذف میکنی نوشته هایم کمی رنگ و رو رفته می شوند . کلمات و موسیقی ترکیبی قدرتمندی بودند که نیروی محرکه بود و دیگری ابزاری برای به تصویر کشیدن آنچه در ذهنم می گذشت .آرشیو سه سال از نوشته هایم در بلگفا از بین رفت . اینو هفته پیش فهمیدم . بیشتر کارهای ونجلیز شاهکاریست برای خود . قطعه Messages قابل توصیف نیست . یک تم ساده سهل ممتنع که تکرار میشود و هر باربا هارمونی نوانس ها و سازهای مختلف رنگ و بوی جدیدی می گیرد .

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 13:43

سیم سوم گیتارم پاره شد. سه چهار هفته پیش هم سیم یک پاره شد. یه سیم یک گیتار الکتریک داتشم و تونستم جلوی ضرر بگیرم . اما برای سیم سه کار خاصی نمی تونم بکنم مجبورم بخرم . دی جی کالا یه بسته سیم آکوستیک ارنی بال مدل ارسود حدود سیصد تومن ! و من واقعا در همین خرجهای عادی و روتین موندم. واقعا کم آوردم !امروز صبح T جمعه صدیقه صبح و عصر بود باید می رسونمدمش بیمارستان . ماشین روشن نشد . چند تا استارت نیمه کار خورد بعد تیک تیک بعد مطلقعا هیچ . به گمانم باتری به چوخ رفته یک و هشتصد تا دو تومن باتری . از کجا بیارم ؟ مطمئنا باید قرض کنم یا از وام صدیقه بردارم . ماه دیگه بیمه رانا میرسه . چون تخفیف نداره حدود 5 تومن میشه ! خنده دار هستش . باید دو ماشین یکی کنم . تخفیف پراید بیاد رو رانا . نمیتونم از پس هر دو تا بربیام . ... از مطالب بالا یک روز گذشته دارم ادامشو می نویسم . فینک داره پخش میشه آهنگی با نام Music Won't Save You داره پخش میشه و من به یاد این میفتم اسپیکر قبلی یه آی سیش سوخت و مجبور شدم دوازده تومن خرج کنم و یکی دیگه بگیرم . بیشتر خرجا دولاری هستش و دولار بیست سی برابر شده در حالی که حقوق من به زور پنجاه درصد افزایش پیدا کرده . بعد اینکه مادبردم رسید دلم میخواد این کیسو ببرم کنار تلوزیون بزارم تا راحت بتونم موسیقی و فیلم تماشا کنم اما مشکل اینجاست که کارت گرافیک روزبه اچ دی ام آی نمیخوره . ارزانترین گرافیک اچ دی ام آی دار بازار به شکل دسته دوم 350 تومن هستش و باز پول ندارم . سپیده به ذهنم می آید !امروز دوبراه به لاین فکر کردم که وی درامو بفروشم با پولش یه کاخون بخرم و خرجای کوچیکمو انجام بدم . اما الان حال عجیبی دارم . کل زندگی مسخره ام انگار در این بازی های خسته کننده تعویض

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 14:15

امروز به عرفان رایانه زنگ زدم و پیگیر مادربرد شدم . فایده ای نداشت . صحبتاش نشون میداد میخواد منو از سر خودش وا کنه . گفت هنوز نرسیده . گفتم یه تماس بگیرید و پیگیری کنید . گفت جواب نمیدن تعمیر بشه خودشون می فرستن . خنده داره انگار اروپاست . اینجا ایرانه . کشوری که هرکی پیگیری کنه تازه ممکنه حقشو بگیره . وگرنه بفهمن ساده ای و صبور تا میتونن دور خودت می چرخوننت . گفتم لطفا یه تماس بگیرید پیگیری کنید من تجربه داشتم میدونم ممکنه یه گوشه ای بندازن . الان دارم با سیستم تازه ساخت قدیمی می نویسم . اولش کامپیوتر قدیمی سپیده ازش گرفتم . سیستمش خیلی قدیمی بود رمش DDR1 بود سیستم جدید من DDR4 هستش و الان پنجشم اومده یکم گرونه ولی میتونی با این سیستم ببندی . یک کارت گرافیک 128 مگی خدا بیامرز ATI قبل ادقامش با ای ام دی روش بود سوکت مادربردش 478 بود ! که 2001 طراحی شده بود البته میدونستم قدیمی هستش ولی نه اینقدر در اصل برای کیسش میخواستم . سیستم روزبه پیشم بود فقط کیس نداشت . اخر شب که سیستم از خونه سعید اینا آوردم . افتادم به جانش و کیس خالی کردم و جاش سیستم روزبه جا زدم . داستان زیاد داره اول روی یه هارد هشتاد گیگی که تو کمدم پیدا کردم ویندوز هفت نصب کردم . بعدش متوجه شدم سی پی یو احمد خیلی ضعیفه . تا اینک هاز یه سایتی که نمی شناختمش یه کور تو کواد 9505 و دو تا رم ddr2 دو گیگ کینگ استون سفارش دادم .سی پی رسید و روی مادربرد احمد جا زدم . حالا چرا روی مادربرد روزبه جا نزدم چون مادربرش فقط از چهار گیگ رم ساپورت می کرد و من قصد داشتم به هشت گیگ برسومش ! فرایند تعویض کلی وقت گرفت و در تمام مدت سر لوسی تو دست و پای من و کیس بود ! و روند کار سخت می کرد . بعد جا زدن سی پی یو که دست دو بود دیدم سال

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 8 دی 1402 ساعت: 16:12

صفحه بندی